The strength of a man isn't seen in the width of his shoulders. قدرت و صلابت يه مرد در پهن بودن شونه هاش نيست
It is seen in the width of his arms that encircle you.
بلکه در اين هست که چقدر ميتوني به اون تکيه کني و اون ميتونه تو رو حمايت کنه
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:10 توسط ع.خاک |
نشد یه قصری بسازم پنجرهاش آبی باشه 
من باشم و اون باشه و یک شب مهتابی باشه
نشد یه جا بمونه و آخر بشه ماله خودم
حتی یه بار یادش نموند ماه و روز تولدم
با همه التماس من نشد دیگه نره سفر
شعرام بجز اون روی هر دیوونه ای گذاشت اثر
نشد برم بغل بغل واسش شقایق بچینم
نه این که من نخوام برم نذاشت گلهارو ببینم
نشد همه دعا کنن همیشه اون باشه پیشم
یکی میگفت خواب دیده که اون گفته عاشقش میشم
اما نشد ، اما نشد قسمت ما یه لحظه ی روشن و خوش
پیغام واسش فرستادم بیا بازم منو بکش
نشد که نشکنه بازم این چینی شکستنی
هیچ جای دنیا ندیدم هیچ جای دنیا ندیدم
عجب چشای روشنی
باور نکرد یه موژشو به صدتا دریا نمیدم
یه تار مو خواستم نداد گفت به تو دنیا نمیدم
راست میگه هر چی اون بگه راست میگه هر چی اون بگه
من کجا و دیوونگی
چه جوری به حرفش گوش کنم
اون گفت بچسب به زندگی
خلاصه آخرش نشد ما گل سرخ رو بو کنیم
اون گفت برو که بتونیم خوب حفظ آبرو کنیم
نشد یه بار برسم به آرزوهای محال
یه خاطره مونده برام با یه سبد میوه کال
نشد منم واسه یه بار به آرزوهام برسم
گذشته کار از کارمون
دیر شده به خدا قسم
نشد به موقع این کویر ابری بشه بارون بگیره
نشد خودش آینه که هست بیاد و شمعدون بگیره
نشد بپاچم زیر پاش عطر گل محمدی
نشد بهم جواب بده
حتی بهم بگه بدی
نشد دوستت دارم بگه
به من که نه به دیگری
نشد یه بارم رد بشه
از روی شعرا سرسری
نشد یه کاری بکنه
که بدونم دوستم داره
آتیش گرفتم و یه بار
نگام نکرد بگه آره
نشد یه بار حرف بزنه
نزاره پای سرنوشت
نشد یه شب نگم خدا الهی که بره بهشت
نشد بشه یه بار واسش یه فال حافظ نگیرم
نشد تو رویاهام براش روزی هزار بار نمیرم
نشد بره
نشد نره
نشد بخواد
نشد بیاد 
نشد ولی
شاید بشه
واسم دعا کنید
زیاد...
از شما پنهون نکنم
یه حرفهایی بهم زده
گفته همین روزا میاد
اما هنوز نیومده
قصه داره تموم میشه
مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنید
اول خدا بعدا شما
قصه داره تموم میشه
مثل تموم قصه ها
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 14:4 توسط ع.خاک |
باغی در ذهنم میسازم و تقدیم به عزیزی می کنم که اسم قشنگش شده عادت روی لبهام.تقدیم به هم نفسم که هنوزهم تکراری از اسمان در چشمش و جرعه ای از اب دریا در دستانش وتجسمی زیبا از این دنیا و معبدی ارغوانی از دلش برایم به یادگار ساخت.امیدوارم هر کجا که هست این را به خاطر بسپارد که قلبم به یادش می تپد.تپش قلبم یاداور وجودش.....
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 14:33 توسط ع.خاک |
من به دوچيز عشق مي ورزم: يكي تو وديگري وجود تو...به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو .من در اين دنيا دو چيز را مي خواهم:يكي تو وديگري خوشبختي تو.من اين دنيا را براي دو چيز مي خواهم :يكي تو وديگري براي با تو موندن تاهميشه
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 14:33 توسط ع.خاک |
بیاموزیم... بیاموزیم که این عشق است که زخمها را شفا میدهد نه زمان. بیاموزیم که هیچ کس از نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق شویم. بیاموزیم که خیلی مهم است که همین عشق زیبا شما را کور نکند. بیاموزیم که همیشه یک لبخند شیرینفقط به ما زده نمیشود پس زود دل نبندیم. بیاموزیم که هرگز وقتمان را با کسی که حاضر نیست وقتش را با ما بگذراند تلف نکنیم. بیاموزیم که هیچ کس لیاقت اشکهایمان را ندارد و کسی که این لیاقت را داشته باشد هیچ گاه اشکمان را در نمی آورد. بیاموزیم که نمیتوانیم احساسمان را انتخاب کنیم اما میتوانیم نحوه ی برخورد با آن راانتخاب کنیم. بیاموزیم که که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهددستی است برای گرفتن دست او و قلبی برای فهمیدن وی. بیاموزیم که اگر اولش به فکر آخرش نباشیم آخرش به فکر اولش می افتیم. بیاموزیم که لذتی که در فراق است در وصال نیست چون در فراق شوق وصال است و در وصال بیم فراق
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 14:31 توسط ع.خاک |
دلم گرفت از آسمون هم از زمين هم از زمون تو زندگي چقدر غمه دلم گرفته از همه اي روزگار لعنتي تلخ بهت هرچي بگم من به زمين و آسمون دست رفاقت نمي دم ******* امشب از اون شباس كه من دوباره ديوونه بشم تو مستي و بي خبري اسير ميخونه بشم امشب از اون شباس كه من دلم مي خواد داد بزنم تو شهر اين غريبه ها دردمو فرياد بزنم ******** از اين همه دربه دري تو قلب من قيامت چه فايده داره زندگي اين انتهاي طاقت از اين همه دربه دري به لب رسيده جون من به داد من نمي رسه خداي آسمون من ********
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 12:48 توسط ع.خاک |

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 12:36 توسط ع.خاک |
ای ماه رجب مرا به خود راه بده راهی تو نشان به سوی آن ماه بده راهی که رسد به خانه دلدارم از لطف نشان بر من گمراه بده ای ماه رجب تو شهر حیدر هستی از باب علی مرا به خود راه بده
"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتي است كه اعمال بسياري براي آن ذكر شده است. پيامبراكرم صلوات الله عليه فرمود: هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد، مستوجب خشنودي خدا مي شود و غضب الهي از او دور مي گردد و دري از درهاي جهنم بر روي او بسته مي شود. اعمال ماه هاي رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح براي شركت در ميهماني ماه مبارك رمضان مي باشد. براي درك عظمت ماه رمضان بايد از قبل خود را آماده نمائيم.
پيامبراكرم(ص) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اميد آن است كه در این ماه با فضيلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنيد و ما را نيز از دعاي خير خود محروم ننماييد.
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 12:11 توسط ع.خاک |
به وبلاگ بردسیریها خوش آمدید
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 21:49 توسط ع.خاک |